ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

هویت خدادادی خود را زنده کنیم

بنام الله مقتدر
هویت زدائی توسط  فاشیسم فارسی
          نزدیک به یک  قرن یعنی هشتاد و هشت سال است که حکومت مرکزی ایران بطور سیستماتیک و همراه با جبر کار کرده است تا هویت ملت بلوچ را به تدریج و غیر محسوس  بطور کلی نابود کند و تا حد هشتاد درصد هم در کارش موفق بوده است. نسل امروزی بلوچ در جغرافیای ایران  قادر به حرف زدن خالص به زبان مادری خود نیست  چون در محاوره روزمره بطور نا خودآگاه هشتاد در صد از کلماتی که استفاده میکند فارسی هستند و علت اصلی آن تحصیل نه به زبان مادری بلکه  به زبان فارسی بوده  است و زبان محاوره در رادیو تلویزیون که در خانه های همه موجود است هم به زبان  فارسی می باشد  و بچه های بلوچ  برنامه های کودک را به زبان فارسی می شنوند و بدین ترتیب زبان فارسی بر زبان بلوچی مسلط شده است تا به آن حد که  حالا حرف زدن به زبان اجنبی فارسی برای فرد فرد ملت ما از سر نا آگاهی  یکنوع افتخار به حساب می آید  و اهمیت ندادن به زبان مادری خود یک نوع پیشرفت تلقی میشود  و این عمق نا آگاهی یک ملت نسبت به هویت اصیل و خدادادی خویش است.
          در مورد انتخاب اسامی ملی هم همین طور است  که بدلیل تسلط طولانی مدت  ملت فارس بر ملت بلوچ این نتیجه را بطور غیر محسوس تولید کرده  است که  مردم ما از شهری گرفته تا دهاتی از تحصیل کرده  گرفته  تا  بیسواد همه عاشق اسامی فارسی و غالبا مجوسی شده اند و چنین احساس میشود که  از گذاشتن نام های اصیل ملی خود احساس شرم و خجالت میکنند و آنها را نام های قدیمی به حساب می آورند و نه نام های ملی خود. این عمق نا آگاهی و یکی از عوامل محکومیت  است!
          فرهنگ و آداب و رسوم فارسی هم  وارد زندگی ملت بلوچ شده است و بلوچ ها همه سعی دارند زندگی خود را به روش آنها تنظیم کنند و افتخار میکنند که  بلوچ نباشند و بلوچ بودن  را یک نوع کسر شأان و عقب ماندگی تصور میکنند و به این میگویند هضم شدن در شکم ملتی دیگر به علت نا آگاهی.
بی خبر ماندن از تاریخ و جغرافیای ملی خود  و علاقه مند نبودن به آن فاز دیگری از نابودی هویت خدادادی است  و مواردی دیگر... از آنجمله نپوشیدن لباس ملی خود در همه جا و نداشتن عشق بخاک و سرزمین خود.
          اما بدانیم که هنوز خیلی دیر نشده است و امکان جبران هست اگر فرد فرد ملت ما متوجه این حقیقت حیاتی بشوند و بی هویتی خود را احساس کنند و به تغییر در وضع موجود همت گمارند و بطور جدی این نواقص ضد هویتی  را از خود بر طرف نمایند کمک بزرگی به زنده کردن هویت اصیل خود کرده اند. ملتی که بعلت نا آگاهی هویت اصیل خود را از دست میدهد بصورت ملتی محکوم تا ابد برده وار در رنج و عذاب زندگی خواهد کرد و در این زمینه هیچ کسی قادر به کمک ملت  ما نیست و این خودمان هستیم که برای بازسازی هویت خود بطور جدی حساس و فعال شویم.  خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا مردم هر قومی نسبت به تغییر وضع نا بسامان خود اقدام نکنند.
از همین امروز انتخاب اسامی بلوچی را بر خود و فرزندان مان شروع کنیم و در محاوره روزمره در بین خود  از آنها استفاده نمائیم  اگر امکان تغییر آن در شناسنامه ها باشد هم اقدام کنیم  و اگر امکانش نیست  فعلا همین قدر هم کافی است که ما با نام های بلوچی و ملی خود یکدیگر را مخاطب قرار دهیم. به امید زنده شدن هویت ملی و خدادادی مان هرچه زودتر عمل تغییر را آغاز نمائیم تا بعنوان یک ملت در کنار ملت های دیگر شناخته شویم و برنامه هویت زدائی فاشیسم مرکز را ناکام نمائیم..
همت انسان ها مدد خدا را بهمراه دارد.
محمد آرمیان
دبیر کل: نهضت عدالت بلوچستان ایران
بتاریخ: 4/شهریور ماه/1395 شمسی

مطابق با:  25/ اوت / 2016 میلادی        

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۵, دوشنبه

خودخواهی مشکل اصلی ملت بلوچ

بنام الله مقتدر
خودخواهی مفرط  مشکل اصلی ملت بلوچ.
          خودخواهی یک بیماری روانی است که ملت بلوچ بیش از حد به آن  مبتلا  است بدون اینکه متوجه  این موضوع  باشد  و همین سبب تفرقه ،  از هم گسستگی  و  مانع  همبستگی  بین احاد این ملت شده است.  تجربه  همین سال های نزدیک  هم  نشان داده است که  ملت بلوچ  پای  بند  تقدم  و تأخر نیست  و  به محض اینکه  یکنفر  چشمش باز می شود و چند کلمه از متقدمین  خود  یاد  می گیرد و به مقداری آگاهی میرسد دیگر حاضر نیست در جمع قرار بگیرد و هماهنگ  با متقدمین خود در جمع حرکت کند  و بدون رعایت  و ملاحظه  اصول  وحدت  و همبستگی  به تنهائی  تبدیل  به  یکسر و هزار آرزو  می شود  و بساط جداگانه ای  برای خود پهن  میکند  و معرکه گیر میدان می گردد  تا خودش صاحب نام و نان شود و با پا  گذاشتن بر اخلاص در عمل گور پدر متقدمینی  میگوید  که  تمام سال های عمرشان را در یک رشته بخصوص صرف کرده و سبب آگاهی و بیداری  در جامعه  اش  شده اند.
          بنده  از چهل و پنج  سال قبل یعنی از آغاز جوانی متوجه محکومیت ملت بلوچ شدم  و بدون اینکه هوس رهبری بسرم بزند عزمم را جزم کردم  که برا ی  آگاهی این ملت کار کنم  تا بیدار شود،  بپا خیزد  و در یک  تشکیلات سیاسی  متشکل و متحد  گردد  و برای نجات خود مبارزه  نماید.  در این چهل و پنج سال دربدری و صرف وقت و تحمل نا رسائی های گوناگون و عبور از پیچ و خم ها و فراز و نشیب های خطرناک  و  خسته کننده و حوصله شکن  و بی مهری  یاران  خسته نشدیم  و به کار ادامه دادیم و پس از بررسی های همه جانبه  و استفاده از تجربیات بدست آمده  آنچه را که آسان ترین و کوتاه ترین و کم هزینه ترین  راه برای نجات ملت بلوچ  تشخیص دادیم  در قالب   "نهضت عدالت بلوچستان ایران"  با  تدوین اساسنامه ای موقت به ملت بلوچ معرفی کردیم  و در راستای  اهداف  این سازمان تا بحال صدها  مقاله و مطلب  برای بیداری  و متحد کردن ملت بلوچ نوشته  شده است  و هزاران نفر به ان گرایش پیدا کرده اند و سازمان مسلح جیش العدل هم در راستای محقق کردن همین هدف مقدس  بوجود  آمده  و  همسو و هم آهنگ با نهضت عدالت  برای  رسیدن  به عدالت در بلوچستان مشترکا  در میدان عمل حضور دارند  تا رویای خودمختاری ملت بلوچ را که  بخشی از اهل سنت ایران و امت مسلمه است  تبدیل به حقیقت کنند. با وجود این حقیقت  چرا بعضی از خود خواهان تازه  به آگاهی رسیده این حقایق را نادیده میگیرند  و راه تفرقه را اختیار کرده اند و با این سازمان هائی که  سال هاست  در میدان عمل مخلصانه  فعال هستند و کارنامه های مهم و ماندگاری انجام داده اند نمی پیوندند و برای  خودنمائی  و رسیدن به نام و نان  شخصی  سازمان جدید درست میکنند و همان  حرف هائی را میزنند که از چندین  سال قبل توسط  این سازمان های مخلص در میدان عمل زده شده است  و با تکرار همان مطالب بنام خود به منظور مطرح کردن خود سبب تفرقه  و ایجاد چند  دستگی در مبارزه  ملت بلوچ میگردند مانند وضعی که در بلوچستان شرقی بوجود آمده است که بیش از ده  سازمان که همه  شان  یک شعار دارند و آن استقلال بلوچستان است  اگر راست می گویند و در این کار اخلاص و صداقت دارند چرا در یکجا جمع نمی شوند و مشغول درگیری با یکدیگر هستند و حاضر نیستند یک  رهبر واحد و مشخص برای خود انتخاب کنند تا سازمان ملل متحد و دیگر کشور های علاقه مند به  قضیه بلوچستان بدانند که  رهبر این آزادی خواهان  کیست و با چه کسی مذاکره کنند و تا  زمانی که اینها  دست از خودخواهی بر ندارند و در یکجا جمع نشوند و یک  نفر را  متفقا  بعنوان رهبر خود معرفی نکنند  تا قیامت به نتیجه مطلوب نخواهند رسید و کارشان  فقط  درگیری با یکدیگر خواهد بود  و خیلی حایز اهمیت است که  این وضع خودخواهانه و آشفته  در بلوچستان غربی بوجود نیاید  و همه زحمت ها و فداکاری هائی  که تا کنون انجام شده است  بی نتیجه نماند.  همین حرکت های خودخواهانه و جسته گریخته  بوده است که ملت بلوچ تا به امروز بجائی نرسیده و همچنان در تفرقه بسر می برد.  امروز در زمانی که ملت بلوچ دارد به آگاهی میرسد بیش از هر چیز دیگر  نیاز به  اتحاد دارد لذا این سرگرمی های  تفرقه  آمیز از جانب  هر کسی که  باشد  کاری مضر و قابل سر زنش و قابل مبارزه  است  لذا این گونه افراد متوجه رفتار غیر مسئولانه  خود باشند  تا سبب تضعیف سازمان هائی که  مخلصانه  از دیر باز  در شرایط بسیار سخت مشغول مبارزه هستند نشوند  و اگر چنین شود  این حقیقتا  خیانت بزرگی  در حق ملت بلوچ خواهد بود. امیدواریم این پیام  که به منظور حفظ  وحدت در مبارزه ملت  بلوچ  و برای جلوگیری از چند دستگی و تفرقه در امر مبارزه  است نا دیده گرفته نشود و سبب برخورد با یکدیگر و تضعیف و  شکست مبارزه  این ملت که  نزدیک به یک قرن زندگی محکومانه ای بسر میکند  نگردد.  
محمد آرمیان
دبیر کل : نهضت عدالت بلوچستان ایران
بتاریخ: 26/ مرداد ماه/ 1395 شمسی

مطابق با : 16/ اوت/ 2016 میلادی      

قوم من رفته بخواب

بنام الله مقتدر
قوم من رفته بخواب
شعر از:  محمد آرمیان

قوم من رفته بخواب
هرچه زنم فریاد
ندهد هیچ جواب!
چه کنم ، یا رب چه کنم؟
با کدام لهجه بگویم سخنم
که بفهمند مرا
درد جانسوز مرا
بشکافند این سینه پر سوز مرا
بنگاهند غمی را
که زند موج در دل من
از بی حسّی و پر خوابی  این قوم!
آری، قوم من رفته بخواب
هرچه زنم فریاد
ندهد هیچ جواب !!
این شعر بتاریخ 23/5/2006  میلادی سروده شده است.



ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۴, یکشنبه

اهمیت اسامی ملی در تشخیص هویت یک ملت

بنام الله مقتدر
اهمیت اسامی ملی در زنده  نگهداشتن هویت یک  ملت
          بجز از ملت بلوچ  همه ملت های دیگر  در تمام دنیا  اهمیت اسامی ملی خود  را میدانند و بطور جدی  به  حفظ آن  پایبند هستند تا ملیت شان مورد شناسائی قرار بکیرد.  آما  خیلی از بلوچ ها از سر ناگاهی  و بی توجهی  نسبت  به هویت خدادادی خود  اسامی ذیل را که متعلق به ملت  فارس و غالبا مجوسی هستند بر روی فرزندان خود گذاشته اند و ندانسته  چه اشتباه بزرگی کرده اند:
اسامی مردانه فارسی:
  خسرو،  پرویز، بیژن، بامشاد، بامداد،  رامتین، مهرداد،  رامین،  روزبه،  رها،  نیما،  مانی،  نادر،  ارژنگ، ساسان، پیمان، سامان،  ایرج،  آرش، تورج،  اردشیر، کورش، داریوش، اسکندر، جمشید،  بهروز، یهزاد، بهنام، فرشید، فریدون،  فرزاد، فرامرز، فرحان، فردین، فریبرز، فرهاد، کیوان، کامبیز،  کاووس، کسری، کامران، بابک،  سام، سیروس، سیاوش،  بنیامین، دانیال، شهاب،  شهرام  و بعضی دیگر...
اسامی زنانه غیر بلوچی:
اینها  اسامی زنانه فارسی و اغلب مجوسی هستند  که بعضی از بلوچ ها بدون توجه به هویت خدادادی خود بر روی دختران خود گذاشته اند:  منیژه، ژاله، سوسن، سودابه، سوزان،  پروانه، سهیلا، سیلا، شیلا،  ناهید، بهناز،  سحر، پروین، فیروزه، فرشته، فرزانه،  نازنین، ستاره، سیما، سارا، مینو، مینا، الناز، الیا،  الهه، الهام،  افسون،  گیتی،  سارینا، غزال، ماریا، مجبوبه، کوکب، مهین، شهین، شیرین،  شهناز، مهری، مژگان، مژده، مهسا، ملوس،  مه پاره، مه جبین،  میترا،  تهمینه، پوران، توران، ترانه، رویا، آرزو، عسل، عشرت، فریبا، زیبا، ارغوان،  آزاده، فرح،  فرحناز، فریال، فی فی، فاخته، فریده، فرزانه، پریسا و بسیاری دیگر.  با انتخاب این اسامی اشتباه بزرگی صورت گرفته است و اصرار  بر گذاشتن این اسامی اشتباهی بزرگتر است.
یک بلوچ به منظور حفظ ملیت خود باید از اسامی ذیل استفاده کند:
اسامی مردانه  بلوچی:
مهیم، مهراب،  میران، میرو، میّا،  میداد،  مولا داد، مولا بکش،  کریم بکش،  هُدا بکش،  الله بکش،  واحد بکش،  محمد بکش، نبی بکش، کادربکش،  محمد،  درمحمد،  نور محمد،  شپی محمد، پتی محمد، گل محمد، بیک محمد، نظر محمد، نواب،  نیک محمد، دین محمد، دوست محمد،  ولی محمد، تاج محمد،  جانمحمد،  هانمحمد،  داد محمد، دادکریم، کریمداد  شیرو،  شیرمحمد،  شیران، مرید، مراد، مراد بکش،  شی مرید، شاهو، شهسوار،  شه ملک، نواز،  شهنواز، شهباز،  شهگل، گل شاه، گلمیر،  گُلپل، دلپُل،  شهمیر،  شهکرم، شهمراد،  شهداد، دادشاه،  شیهک، نودبندک، مسکان، شوهاز، رهچار،  شنبه، دوشنبه، چارشنبه، پنچ شنبه،  جُمه،  جمّا،  جان بیک، ملک بیک، محمد بیک،  گزابیک، گل بیک، گلهان، شهبیک، دل وش، وژدل،  دلدوست، دلمراد، دلبود، دلدار، دلاور،  دیدگ، بهادر،  درّا،  رهمت، هاشم، چراگ، سیدی، سرپراز، سومار، سوالی،  دینار، مزار، ارمان،  پازُل، بیبگر،  چاکر، گوهرام، جیهند،  گمشاد، دلشاد، امیتان، جنگیان، هیاتان، هیبتان،  سبزل، سپَر،  سنگور،  براهُندگ،  بالاچ،  باهوت،  بوهیر، میرو،  واجو، میار، آدینگ، دوستین، پهره دین،  اله داد،  دادالله، داهُدا، هُدا دات، آدم،  اُمیت، پولات،  ابدی،  میر ابدی، میر دوست، کریچ، گزّی،  ساکم، سکیداد، ساهبداد، دریهان، سیاه هان، میرهان، ساهب هان، دُرهان، درجان، دلگوش،  ایدو و غیره....  نام هائی به این زیبائی.
اسامی زنانه بلوچی:
مه بی بی،  دُربی بی،  جان بی بی، نور بی بی، مهر بی بی، مراد بی بی،  نازبی بی، گل بی بی، هات بی بی، دُری، دُری ملک، دُر دانگ، بُلور،  گنج ملک، سد گنج،  گنج هاتون، ناز هاتون، ماه هاتون،  زر هاتون، روز هاتون،  زرگل،  دُرهاتون، ملک هاتون، تلی هاتون، میرم هاتون،  جنت هاتون، زینت هاتون،  مهبانو، مهدیم، مهگونگ،  سنگین،  ماهپری،  زرناز، زرگل،  دُرناز،  ماهکان، مهتاپ،  مهگُل، مهرنگ،  سدو، شرو،  شنکو، ازگند،  پورچینک،  شدری،  سمّو، مورتی، مهلب، واهگ  (آرزو) ، رُژنا (روشنائی)، چمروک (نور چشم) ، کپوت، شاتُل، هانُل، هانی  و غیره ....
توجه:
با شنیدن این اسامی بطور مثال:  منوچهر، ایرج، مهرداد، فریبرز، فرزاد و یا  فریبا، فرح، پروانه، پریسا، سهیلا، منیژه، الهام، الهه  بلا درنگ  یک شخص فارسی و غیر بلوچ در ذهن تداعی میشود و نشان دهنده هویت ملت فارس است. اما بطور مثال این اسامی را اگر بشنویم: شهبیک، شهمراد، مهیم، درّا، درمحمد، دادکریم،  بالاچ، دوشنبه،  آدینگ،  یا  ناز بی بی، گل بی بی،  ملک هاتون، شدری، سد گنج، مهدیم ، مهتاپ، واهگ ، مهگُل   بلا فاصله  یک شخص از ملت بلوچ در ذهن تداعی میشود. پس انتخاب اسامی ملی در تشخیص هویت اصیل یک ملت نقشی اساسی دارد.  بجز از ملت بلوچ تمام ملیت های دیگر پای بند این امر مهم هستند و ما مردم بلوچ به چه دلیل نیستیم؟ همین امروز تصمیم بگیرید یکی از نام های بلوچی را شخصا  انتخاب کرده  بر روی خود و فرزندان خود بگذارید تا به زنده  نگهداشتن  هویت خود کمک کرده باشید.
          انتخاب اسامی مردانه و زنانه  غیر بلوچی  بر روی فرزندان خود هویت اصیل و خدا دادی ما را محو و یک هویت اجنبی و غالبا  مجوسی را بر ملت  ما  مسلط و پذیرا  کرده است.   تسلط  فرهنگ  فارسی  به مدت بیش از هشتاد سال بر فرهنگ اصیل مان  سبب  بیزاری  و بی توجهی  مردم  ما  نسبت  به انتخاب اسامی ملی خود  و گرایشی  نا خود آگاهانه  و غیر محسوس نسبت به  انتخاب اسامی اجنبی کرده  است.  انتخاب اسامی اجنبی ضربه  ای  کاری است که خود مان  ندانسته  بر هویت اصیل خود وارد کرده ایم. این دیگر کار دشمن نیست  بلکه  باز هم  بعلت نادانی از ماست که بر ماست. برای جبران این نقیصه خیلی بزرگ و جلوگیری  از محو هویت خود  لازم است که هر چه زودتر بخود آئیم و با گذاشتن  اسامی ملی خود بر روی فرزندان  مان  نسبت به زنده کردن هویت خدادادی خود که  در حال نابودی است بطور جدی اقدام نمائیم و اسامی فارسی و مجوسی و اسامی عربی را که  بطور  نا آگاهانه  بر خود گذاشته  ایم  از روی خود و فرزندان مان برداریم  و بجای آن اسامی خالص و ناب  بلوچی بگذاریم  تا همه بدانند که بلوچ هستیم و بلوچ یک ملت است و دارای  ویژگی های ملی خویش است.  این یک  اقدام  کم زحمت  و در عین حال بسیار مهم است  و هیچ گونه  خطر و ضرر و هزینه ای  در بر ندارد که از اقدام به آن بترسیم   و تمام  بن مایه آن  مقداری  آگاهی، علاقه، شعور و  دلبستگی به هویت خدادادی خویش است. اگر قادر به انجام این عمل  بی خطر و بی هزینه هم  نباشیم بدانیم که  سخت نادان و خودباخته ایم  چون  نسبت به هویت اصیل  و خدادادی خود اهمیتی قایل نیستیم و ندانسته  شیفته ی هویت اجانب شده ایم  در این صورت  نابودی مان امری حتمی خواهد بود و با محو هویت خدادادی مان  اجانب مسلط بر ما،  سر زمین مان را برای همیشه تصرف خواهند کرد و ما در وطن خود تا ابد  نوکر و چاکر بیگانه ها  باقی خواهیم ماند. آیا پس  از روشن شدن این حقیقت  بزرگ و پُر اهمیت  باز هم  نسبت به ویژگی های ملی خود بی تفاوت می مانیم و راضی هستیم که  در سر زمین خود برای همیشه  بصورت ملتی بی هویت  تحت جبر و ستم  ملت فارس  مانند امروز  زندگی غلامانه و ذلت آمیزی را بسرکنیم؟؟؟!  خود باوری سبب استحکام هویت  خدادادی و بنیه ملی مان میشود و خوشبختی مان بطور جدی  وابسته به حفظ هویت ملی مان است  پس  در این مورد باید جدی و هر چه جدی تر باشیم.
محمد آرمیان
دبیر کل:  نهضت عدالت بلوچستان ایران
بتاریخ: 24/ مرداد ماه/ 1395 شمسی

مطابق با : 14/اوت/ 2016 میلادی     

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

اظهار درد به تنهائی کافی نیست بفکر علاج باید بود

بنام الله مقتدر
اظهار درد  کافی نیست بفکر علاچ باید بود
چندین سال است که ما فعالین در رابطه  با حقوق  ملت بلوچ  و اهسلنت ایران از جنایاتی که رژیم در حق اقلیت های  غیر فارس  و اهلسنت میکند تا بحال  فقط اظهار درد و رنچ  و شکوه و شکایت  کرده و میکنیم  ولی نه تنها که شکایت و ناله و فریاد و استغاثه مان  به جائی نرسیده  و مورد توجه مسئولین نظام قرار نگرفته است بلکه بر میزان جنایات حکومتی روز به روز افزوده  شده است.  از سکوت و بی توجهی سران ملت بلوچ و اهلسنت ایران  کاملا دارند سوء استفاده میکنند و حالا علاوه  بر ترور های انفرادی در سطح کشور  شروع  به اعدام های فله ای و دسته جمعی کرده اند لذا  وقت  آن رسیده است که دیگر باید به فکر چاره کار باشیم.  احتیاط بیش از حد و ترس را کنار بگذاریم  و متحد  و متشکل و متحرک شویم  و به اقدامات عملی و متقابل به پردازیم.  این وضع اگر ادامه پیدا کند  نه به تدریج بلکه به سرعت نابودمان خواهند کرد  و این برنامه مشخصی است که بر روی آن دارند کار میکنند .  چنین پیداست که  حکومتگران این رِژیم  از بد نامی و شکایت و اعتراض های داخلی و خارجی هیچ پروائی ندارند. آنچه که جلوی جرایم و جنایات آنها را میگیرد فقط  مقابله به مثل است.  بیائید به نهضت عدالت بلوچستان  ایران به پیوندید تا متحدا وارد عمل شویم. عدالت تنها ضامن سعادت ماست  و شکل عملی عدالت  " خودمختاری"  ملت بلوچ و دیگر ملیت های تحت ستم در جغرافیای ایران است.  آلان وقت آن رسیده است که  هر کدام به اندازه خود مقداری فداکاری کنیم. آنچه که دارد اتفاق مبافتد فقط بخاطر سکوت و بی توجهی  خودمان نسبت به این رفتار ظالمانه حکومت است.  اِنَّ الله مِن وَرَاءِ القصد.  خداوند پشتیبان هدف هاست.  بیادید  " خودمختاری"  را هدف  خود قرار دهیم.  الله مقتدر یاور و نگهدار همه عدالت خواهان در سر تا سر جهان باد. آمین
محمد آرمیان
دبیر کل :  نهضت عدالت بلوچستان ایران
بتاریخ:  13/ خرداد ماه/ 1395 شمسی
مطابق با: 3/ اوت/ 2016  میلادی


نظام جمهوری اسلامی بطور آشکارا ظلم میکند

بنام الله مقتدر
حکومت ایران بی پروا در ظلم

نظام  باصطلاح جمهوری اسلامی بطور آشکارا  دارد  ظلم میکند. اعدام  دسته جمعی بیست نفر  از جوانان اهلسنت کرد آخر به کدامین جرم!؟ نظامی که نام جمهوری اسلامی بر خود نهاده است خداپرستان مخلص را دارد اعدام و نابود میکند و قبر پرستان را  نوازش کرده  و پرورش میدهد این دیگر چه نوع اسلامی است!؟ الله متعال در قرآن میفرماید:
 وَ مَن یَقتُل مُومِنًا مُتَعَمِّدا فَجَزَاوُۀ  جَهَنَّمَ خَالِدا فِیهَا وَ غَضَبَ اللهَ عَلَیهِ  وَ لَعَنَۀ  و اَعَدَّ لَۀ عَذَابا عَظِیما.  آیه 93 سوره النساء.
ترجمه: و کسی که یک مومن را بطور عمد می کُشد سزایش جهنم است و همیشه در آن خواهد بود و غضب و لعنت خدا بر اوست و عذاب سختی برای او آماده شده است.  دعا میکنیم که این آیه شامل حال قاتلین این مومنین باد.
13/مرداد ماه/ 1395 شمسی

          

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

تشریح مونوگرام نهضت عدالت بلوچستان

تشریح آرم  (مونوگرام) نهضت عدالت بلوچستان  ایران :


1-  در قسمت  بالا نام سازمان است. یعنی این سازمان خواستار اجرای  عدالت در بلوچستان  ایران است.
2) یک ترازو در وسط  آرم دیده میشود که بر روی یک قلم استواراست. یعنی  این سازمان با استفاده از قلم  و فعالیت مسالمت آمیز میخواهد به عدالت برسد.
 3- در سمت چپ یک "داس"   دیده میشود که سمبل کشاورزی است. یعنی سازمان میخواهد کشاورزی در بلوچستان پیشرفته، مکانیزه و شکوفا شود تا مشکل تغذیه مردم  که یکی از معضلات  اساسی جامعه  بلوچ  است بطور اصولی  بر طرف  گردد.  ( این یکی از نیازمندی های حیاتی ملت بلوچ است)
4- در قسمت  پائین ترازو  یک سندان دیده میشود که قلم بر روی آن قرار دارد. سندان سمبل صعنت است یعنی سازمان خواستار شکوفائی صنعت در بلوچستان است تا  بتواند  صنایع  مربوط  به  کشاورزی  و ماهی گیری  را  در بلوچستان  مدرنیزه و مکانیزه  نماید.  ( این هم یکی از نیازمندی های اساسی و ضروری در رابطه با رفاه و سعادت  ملت بلوچ است)
  5-   در قسمت راست مونوگرام  یک اسلحه دیده میشود که بر روی آن علامت ضربدر گذاشته شده است.  یعنی از این اسلحه  استفاده  تجاوزکارانه  و تروریستی  نخواهد شد  و برای  این است که اگر به این خواسته های عادلانه و انسانی ما که سعادت ملت بلوچ به آن وابسته است  ترتیب اثر داده نشد و این حقوق با استفاده از نیروی اسلحه و قوه قهریه  از ملت بلوچ  سلب شدند در این صورت برای دفاع از حقوق انسانی خود  و بطور نا گزیر  از آن استفاده خواهد شد.
6-  در قسمت پائین مونوگرام  نام سازمان به  زبان انگلیسی  نوشته شده است تا  دیگر ملت ها در خارج از ایران  هم  با نام این نهضت و مبارزه  این سازمان آشنا شوند.
توضیح:  باید توجه داشت که  این مطالبات  عادلانه ملت بلوچ  تنها زمانی شکل عملی بخود خواهد گرفت که مطالبه  خودمختاری  بلوچستان  محقق  شود  و خودمخناری ملت بلوچ و دیگر ملیت های تحت ستم  ایران محقق نخواهد شد تا وقتیکه  اکثریت مردم این ملیت ها خواستار خودمختاری برای خود نباشند.  ما در نهضت عدالت بلوچستان مشغول این فعالیت هستیم که  کلمه خودمختاری و مزایای آن را در ذهن مردم بلوچ جا بیندازیم.  زمانی که اکثریتی از مردم ما خواستار خودمختاری شدند آنوقت  رفراندمی  با نظارت سازمان ملل متحد برگزار خواهیم کرد  تا مسئله خودمختاری در بلوچستان رأی گیری شود.  اگر آرای ملت بلوچ  در چنین رفراندمی  به بیش از پنجاه و یک درصد برسد  سازمان ملل متحد بر خودمختاری ملت بلوچ رای خواهد داد و این آرزو تبدیل به حقیقت خواهد شد اما تا رسیدن به این هدف هنوز راه  درازی در پیش داریم. در وضعیت فعلی  همه مردم بلوچ در هر جا که هستند لازم است که کلمه خودمختاری را به  یکدیگر تلقین کنند و آنقدر تکرار نمایند که در اذهان همه جا بیفتد و همه به این مقدار از آگاهی برسند و بدانند که بدون خودمختای تا قیامت باید همین وضع  محکومانه و ذلت آمیز را تحمل نمایند.  پس برای پیشبرد این هدف مقدس به نهضت عدالت بلوچستان به پیوندید.  الله متعال یاور و نگهدارتان باد.
محمد آرمیان
دبیر کل :  نهضت عدالت بلوچستان ایران
بتاریخ:  سوم/ مرداد ماه 1395 شمسی
مطابق با:  24/ جولای / 2016 میلادی
 


ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲, شنبه

الله بر انجام هر کاری قادر است

بنام الله مقتدر
ان الله علی کل شی ء قدیر
          خداوند این علم هستی را آفرید و امر خود را بر آن نافذ کرد.  او می تواند این عالم هستی را در طرفة العینی  نا بود کند و جهانی دیگر در جای آن بیافریند. او بر انجام هر کاری قادر است. ولی مثل اینکه  مشیت بالغه او بر اینست که همین جهان را تا هر زمانی که میخواهد بر قرار نگهدارد و تا  انسان را که مختار در عمل آفریده است بیازماید.  همه مخلوقات  بطور دقیق تابع امر الهی هستند و سر موئی قادر به تمرد نیستند بجز از انسان که مختار است  اطاعت امر بکند یا نکند.  همه مخلوقات از بین میروند به جز از انسان که از مکانی به مکانی و از دنیائی به دینائی دیگر منتقل میشود. انسان پس از تکمیل زندگی خود در این دنیای مادی چه بخواهد چه نخواهد  به دنیای معنوی یا دنیای پس از مرگ منتقل میشود تا مزد عملکردش  در این دنیا  را در آن دنیا بگیرد. دو فرشته  بنام کرام الکاتبین همیشه به همراه انسان هستند که  همه  اعمال انسان را از ریز و درشت نوشته و در اعمال نامه او به ثبت میرسانند.  هر ذره از نیکی یا بدی را که انسان  در این دنیا انجام داده است در آن دنیا باو نشان میدهند و بر اساس عملکرد خودش  به بهشت و یا به  جهنم میرود یعنی بدون کمترین ظلمی عدالت در حق او اجراء می گردد.  هم اعمال  نیک و هم  اعمال  بد  در قرآن  تصریح شده اند  به قرآن مراجعه کنیم و از آنها با خبر شویم. پس عاقلانه اینست  که  اعمال نیک را که ما را به بهشت می برند انجام دهیم  و از اعمال بد که  سبب رفتن  به جهنم می شوند  به پرهیزیم. متوجه باشیم که مرگ به زودی و بی خبر می آید و ما با تمام این حقایقی که به آن اشاره شد  روبرو خواهیم شد. چه خوبست که متوجه این موضوع باشیم  و از غفلت و سر مستی و بوالهوسی و دنیا پرستی  بدر آئیم  و این حقایق را مثل بعضی ها خرافات نه پنداریم  که زندگی ابدی مان به  بطور جبران ناپذیری به خطر خواهد افتاد و پیشمانی مان پس از روبرو شدن با حقایق دیگر سودی نخواهد داشت.  بدانید که الله بر انجام هر کاری قادر است و سعادت ابدی ما در گرو انجام  اوامر او متعال می باشد.  و ما علینا الا البلاغ.
محمد آرمیان
دبیر کل: نهضت عدالت بلوچستان ایران
سوم  مرداد ماه  1359 شمسی

مطابق با  24/ جولای  2016 میلادی

زندگی آدم بی ایمان

شعر از:  مححمد آرمیان
زندگی آدم بی ایمان
ز مجبوری،
در این دنیای دون بودن
برای زندگی کردن
به  خوشبختی رسیدن
حقایق را ندیدن
تمام روز را نقشه کشیدن
به سرمایه رسیدن
که با آن خانه و ماشین خریدن
و آن را بر رخ مردم کشیدن
که من اینم شما آنید
چرا بی عقل و نادانید
ره و رسم بزرگی را نمی دانید!
منم در عیش و عشرت
شما در بند ایمانید
گرفتاری ایمان را
 نمی دانید
همه بدبخت و نا شادید!
      *****
اگر خواهی شوی خندان
بیا بیرون ز ایمان
مکن پروای این و آن
چپاول پیشه کن
بخور مال ضعیفان
چو من آباد گردی
خودت با بچه هایت شاد گردی
ثنا گویت شوند مردم
ز غم آزاد گردی!
     ******
چه میداند حقیقت را
تهی گشته ز ایمان
نکوهیده دیانت را
پسندیده رذالت را
نمیداند در این دنیا
نه غم ماند نه شادی
چو مرگ آید بهوش آید
که رفته راه بر بادی،
بسوزد در جهنم
نبیند تا ابد آسایش و شادی.
بتاریخ 30/ 4/1359 شمسی  سروده شد




ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۶, چهارشنبه

قسمت یازدهم - قضیه بلوچ و بلوچستان

قسمت یازدهم – قضیه بلوچ و بلوچستان
بنام الله مقتدر
درود و سلام به همه آنهائی که برای ملت تحت ستم بلوچ و بلوچستان مظلوم دل می سوزانند و برای رهائی آن مشغول انجام  کاری هستند.
          همه ملت ها در سرتا سر جهان حق دارند که در خانه و سرزمین خود مستقل با حفظ کرامت انسانی و آزاد  زندگی کنند. این حقی است که خداوند آسمان ها بهمه ملت ها داده است ولی خداوندان روی  زمین آن  را از بعضی از ملت ها سلب کرده اند و ملت بلوچ هم یکی از همان  ملت هائی است که این حق خدادادی  از او  سلب شده و نزدیک به یک قرن است که  تحت  ستم بیش از حد بعضی از خودی های فرعون صفت و بیخودی های متجاوز و غارتگر زندگی  محکومانه  و مصیبت باری بسر میکند.  تا نخبگان و فعالین سیاسی این ملت  دلایل و علل  محکومیت ملت خود  را بر رسی نکنند  و برای بر طرف کردن آن شجاعانه مبارزه ننمایند  نجات ملت بلوچ  از این وضع مصیبت بار ممکن نخواهد بود.
          در پست  گذشته بحث مان به اینجا رسید که  خودمختاری برای ملت بلوچ بهتر است یا استقلال کامل  و این بحث  نا تمام  ماند لذا  برای روشن شدن موضوع  دنبااله  آن  را باید ادامه  داد  تا آنچه را که در شرایط  فعلی  بنفع ملت بلوچ است آشکار شده  و به آن عمل شود.
           در اینکه استقلال کامل از خودمختار بهتر است هیچ شکی نیست و ما هرگز آن را انکار نکرده و مخالف آن نبوده  ایم  ولی یک ملت بتمام معنی محکوم مانند ملت بلوچ که  بخاطر محکومیت طولانی مدتش نسل فعلی اش  هنوز نمیداند که خود  یک ملت است و شاید بیش از هشتاد در صد آن هنوز معنی کلمه  ملت را نمی دانند  و بی خبر از حقوق بنیادین یک ملت هستند  و میشود گفت که هنوز در خوابی عمیق بسر می برند  و تجربه چهل ساله ما گواه  بر اینست که  بیدار کردن این ملت از این خواب گران خیلی کار آسانی هم  نیست لذا در چنین وضعی حرف از استقلال زدن بیش از یک آرزوی عجولانه  و پیش از وقت و مهلک  نیست.  استقلال را در سرزمینی که  ملتتش نه تنها بتمام معنی سرکوب شده  بلکه فهم کوب هم شده است تا به آن حد  که  عاجز از درک حقایق مربوط به بدبختی خویش  است  تنها با شعار دادن  ده نفر، پنجاه نفر، یا صد نفر که  اینک  به اندک آگاهی رسیده اند و خود هنوز آماده  کمترین فداکاری و از خود گذشتگی در رسیدن به  این هدف نیستند نمی توان بدست آورد. برای رسیدن به استتقلال  در سر زمینی که  ملتش هنوز در خواب غفلت بسر می برد نیاز به  حرکتی آهسته و پیوسته و بیدار گرانه  دارد تا ملت بیدار، حساس  و آماده مبارزه شود.  استقلال در همه جای دنیا   با جنبش و حرکت متحد تمامی یک ملت  بپا خاسته و یکصدا بدست آمده است لذا  تنها با شعار دادن  تعداد اندکی از افراد آن محقق نخواهد شد.  استقلال چیزی نیست که دلبخواه، عجولانه، بدون فداکاری و فقط با شعار بدست بیاید  پس نیاز به این هست که  همه جوانب رسیدن به آن  مدّ نظر دلسوزان  باشد تا نتیجه ای معکوس که همان نابودی  کامل یک ملت است بدست نیاید.
            ما در نهضت عدالت بلوچستان به اتفاق  سازمان جیش العدل  با در نظر گرفتن تمام حقایق موجود بر روی زمین  بجای استقلال و جدائی از ایران خواستار خودمختاری  ملت بلوچ  در بلوچستان غربی  هستیم  که تحت کنترل  نظام تمامیت خواه تهران قرار دارد و این یک تقاضای معقول و عادلانه است که هم  تمامیت ارضی ایران را تهدید نمیکند و هم شرایط رسیدن به  خوشبختی ملت بلوچ را فراهم می نماید. هدف از همه این تلاش ها  فقط برای اینست که ملت بلوچ از این وضع فعلی که بشدت تحت تبعیض و تحت تحقیرو ستم  است  و زندگی محکومانه ای بسر می کند بدر آید و در خانه خود خوشحال و بدون مزاحمت در امنیت  زندگی کند و این ممکن نیست مگر اینکه کشور چند ملیتی ایران بشکل فدرال اداره شود و همه ملیت های تحت ستم  در مناطق قومی خود بصورت خودمختار زندگی کنند و حق تصیم گیری در نحوه زندگی و اداره منطقه  با خود شان باشد.  اما برای رسیدن به استقلال و جدائی کامل از ایران که بعضی ها در جای امن نشسته و فقط  شعار آن را بلدند بدهند لازمه آن اینست که  ملت بلوچ که مورد بحث ماست  باید تحت یک رهبری واحد بطور کامل با هم متحد و یکصدا و آماده فداکاری باشد که نیست. باید دارای امکانات جنگی، تسلیحاتی  و لجستیکی کافی برای یک  جنگ طولانی مدت و تمام عیار باشد که دارای چنین امکاناتی نیست. علاوه بر همه اینها باید دارای پشتیبانی سیاسی و حمایت بین المللی و از آنجمله پشتیبانی سازمان ملل متحد را داشته باشد این را هم ندارد  پس حرف  زدن  از استقلال بدون در نظر گرفتن شرایط آن  آرزوی نا معقولی بیش نیست که در صورت وارد شدن به این قضیه  مصیبت فراوانی برای ملت بلوچ به دنبال خواهد داشت همان چیزی که ما امروز در بلوچستان شرقی  شاهد آن هستیم.
           بعضی از دوستان ما  نظام فدرال را تائید نمی کنند و برای نمونه  فدرال کشور پاکستان را مثال میزنند که مردم  بلوچ با داشتن حکومت خودمختار محلی در این کشور نه تنها که هیچ ترقی و پیشرفتی به مدت بیش از نیم قرن  نکرده اند بلکه پس رفت کرده و زندگی بغایت اسفباری دارند و آن را دلیل ناکارآمدی نظام فدرال دانسته اند بدون اینکه حقایقی را که سبب بدبختی و عقب ماندگی ملت بلوچ در این کشور شده است  در نظر بگیرند.  ذکرحقایقی که تا بحال پنهان مانده است  برای نجات ملت بلوچ از مصیبت های موجود ضروری است  که بنده  به بیان آنها خواهم پرداخت تا ابهامات موجود که بصورت غباری ضخیم  بر روی حقایق نشسته است برطرف گردد و راهی روشن در پیش پای دلسوزان ملت بلوچ و بلوچستان مظلوم باز شود و بقول معروف از چاله به  چاه نیفتند.
           اما اینکه ملت های خودمختار در نظام های فدرالیته  در دیگر نقاط دنیا همه پیشرفت کرده و به خوشحالی و سعادت دنیوی و حقوق انسانی خود رسیده اند و ملت بلوچ در فدرال پاکستان با داشتن شصت و هفت سال حکومت خودمختار محلی نه تنها که هیچ پیشرفتی نکرده  بلکه بیش از حد عقب مانده و فقیر و محروم و بی سر وسامان و بلا تکلیف مانده  است باید نگاهی واقع بینانه به علل و دلایل آن داشته باشیم تا حقایق پنهان مانده از نظرآشکار و روشن شود.
          این حقیقت غیر قابل انکار نباید از یاد برود که ملت ها  با داشتن رهبران صادق و دلسوز و فداکار آباد میشوند  و خوشحال و سعادتمند زندگی میکنند و بر عکس با داشتنن  رهبران خائن و بی وجدان و خود پرست و حلیه گر، عقب مانده و بد حال و برباد و بی سر وسامان میگردند.  این مورد دوم  مصداق دقیقی در بلوچستان شرقی  است که علت اصلی بدبختی مردم آن  وجود رهبران خائن و فرعون صفت و بی درد بوده است و نه نظام فدارال. نظام فدرال در جاهای دیگر دنیا سبب ترقی و خوشحالی مردم بوده است. نظام فدرالی را در کشور ایالات متحده امریکا، آلمان و دیگر کشور های اروپائی مورد مطالعه قرار دهید متوجه خواهید شد که مردم  در این  نظام های فدارالیته  از خیلی از کشورهای مستقل از آزادی های بیشتری برخوردار هستند و تظاهرات عدالت خواهانه در آن  آزاد است  ولی در کشورهائی  مانند  ایران،  سوریه ، عراق،  و غیره  که بظاهر کشورهای  مستقلی هستند تظاهرات حق طلبانه  ممنوع است و بشدت سرکوب می شود. پس اشکال در رهبری ملیت هاست و نه در نظام فدرال. رهبران را باید عادل کرد.
         زمان مناسب و خیلی آسان برای بوجود آوردن کشور مستقل بلوچستان قبل از به وجود آمدن کشور پاکستان بود که متاسفانه  با خیانت و خود فروشی سرداران بلوچ که رهبران سیاسی این ملت در آن زمان بودند از دست رفت و چند و چون این قضیه  خود نیاز به کاوشی  مفصل  دارد تا شمه ای از خیانت این رهبران خائن برای  ملت روشن شود و دلسوزان امروزی تحت تاثیر تبلیغات مجعول و دروغین  در عالم توهم و تخیل بسر نبرند و بر بدبختی این ملت قابل ترحم نیفزایند.
          اما فراموش نکنیم  وقتی که کشور پاکستان با نظامی فدرالی تاسیس شد بلوچستان به عنوان یک حکومت خودمختار محلی در قانون اساسی این کشور برسمیت شناخته شد و برای خود  صاحب پارلمان  و کابینه محلی گردید و این خود یک امتیاز برای پیشرفت و ترقی مردم بلوچ بود که می توانستند برای پیشرفت و سعادت خود تصمیم گیری کنند اگر رهبران این ملت مردمانی دلسوز می بودند ولی متاسفانه این رهبران نه تنها که  مردمانی دلسوز نبودند بلکه موجوداتی بغایت بی رحم  و خود پرست و فرعون صفت بودند که خودمختاری مردم را با  اشغال پارلمان و کابینه  محلی به گروگان گرفتند بطوری که  نمایندگان حقیقی و دلسوز مردم هرگز در این مراکز حکومتی راه نیافتند و سر نوشت مردم بلوچ در این دوره جدید از تاریخ  باز  بدست خودی های خود پرست و غارتگر و بی وجدان  افتاد و اینها  در طول این شصت و هفت سال با ملت بلوچ همان کردند  که  نباید بکنند. کارنامه این رهبران  بسیار شرم آور، قابل ملامت و تاسف بر انگیز  است ولی بخاطر تبلیغات گسترده و هوش ربایانه  این جماعت خائن،  ملت ساده  دل بلوچ که همیشه  به آسانی فریب خورده  است امروز آنان را بصورت قهرمانان خود می بیند و چه دردی بالاتر از این که دشمنان بصورت دوست دیده  شوند  و در این صورت چه امیدی برای نجات باید داشت!؟  
          در پست آینده کارنامه سران ملت بلوچ را که حکومت خودمختار ملت بلوچ را در بلوچستان شرقی به گروگان گرفتند زیر ذره بین خواهیم گذاشت تا به بینیم عیب کار در کجاست و سبب اصل بدبختی و عقب ماندگی ملت بلوچ  در چه بوده  و مبارزه  حقیقتا  از کجا باید شروع شود که ملت بلوچ هر چند دیر ولی در نهایت به خودمختاری وخوشبختی برسد. آیا استقلال طلبی فعلی در این وضعیت خیلی آسیب پذیر  به خوشبختی ملت بلوچ  کمک میکند و یا بر عکس بر میزان بدبختی آن خواهد افزود. تا پست آینده الله مقتدر یاور و نگهدارتان باد.
محمد آرمیان
دبیر کل : نهضت عدالت بلوچستان
بتاریخ:  17/4/1395 شمسی

مطابق با: 7/7/2016 میلادی   

ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۰, پنجشنبه

قضیه بلوچ و بلوچستان - قسمت دهم

قسمت دهم - قضیه بلوچ و بلوچستان
بنام الله مقتدر
سلام و درود بهمه آنهائی که با چشم باز و در نظر گرفتن تمام حقایق و واقعیت های موجود بر روی زمین  قدم بر میدارند و از بلند پروازی های ایده گرایانه  و خیال پردازانه که غالبا سبب سقوط میشود پرهیز می نمایند.
           ما در نهضت عدالت بلوچستان  با حکومت مستبد و تمامیت خواه و ضد بلوچ جمهوری  باصطلاح اسلامی ایران  سروکار داریم  و برای دفع ظلم از  سر خود و رسیدن به عدالت اجتماعی که شکل عملی آن همانا  رسیدن به خودمختاری در نظامی فدرال است در حال مبارزه  هستیم   و آنچه را که در مورد بلوچستان شرقی می نویسیم فقط جنبه  دلسوزی و آگاه سازی دارد  برای آنهائی که  با  وجود داشتن حکومتی ایالتی و خودمختار در کشور پاکستان باز هم در بدختی مطلق بسر می برند  و متاسفانه  عاجز از درک حقایق موجودی هستند  که سبب اصلی بدبختی آنان شده است.  هدف فعالین سیاسی بلوچ  باید خوشبخت کردن ملت خود  با استفاده از امکانات موجود باشد  نه اینکه وارد ماجراهای حساب نکرده ای شوند که بطور قطع و یقین سبب بدبختی بیشتر و یا سبب نابودی کامل ملت شان  میشود. ملت هائی که در حکومتهای فدرال زندگی میکنند نظیر امریکا و آلمان و غیره بسیار پیشرفت کرده و خوشبخت زندگی میکنند سبب چیست که مردم  بلوچ با برخورداری از نظامی فدرال و داشتن حکومت ایالتی باز هم در بدبختی مطلق بسر میبرند!؟
          حقیقت و واقعیت اینست که  با کوشش و فعالیت خیل عظیمی از مسلمین شبه قاره هند تحت  قیادت مردان بزرگی  همچون محمد عالی جناح و علامه اقبال لاهوری و تعدادی از علمای سر شناس،  کشور اسلامی پاکستان در سال 1947 میلادی به وجود آمد  و مسلمین مبارز که  برای رسیدن به این هدف فداکاری بیش از حد کرده بودند  این پیروزی بزرگ خود را با شور و شوق فراوان  جشن گرفتند و به سرور و شادکامی پرداختند که  بالاخره پس از کوشش و فداکاری  خیلی  زیاد سر انجام  خود صاحب یک کشور مستقل اسلامی شده اند و این حق آنان بوده است  که دست به چنین اقدامی زده اند تا به یک کشور مستقل اسلامی برسند.
           موسسین  کشور پاکستان پس از تأسیس آن اداره  این کشور را در قانون اساسی خود بصورت فدرال اعلام کردند تا مردمان هر ایالتی با برخورداری از حکومتی محلی منطقه خود را با میل خود اداره نمایند ولی متاسفانه و هزار متاسفانه حکومت ایالتی بلوچستان توسط  نوابان و سرداران ظالم و فرعون صفت  به گروگان گرفته شد و این فرعون ها  در طول این شصت و هفتاد سال گذشته  با مردم خود همان کردند که نمونه اش را در طول تاریخ بشر کمتر میتوان دید. اخیرا که حکومت مرکزی پاکستان اقدام به جلوگیری از خودکامگی بیش از حد این خدایان مردم بلوچ کرده است تا اصلاحاتی در راستای بهبود زندگی مردم منطقه صورت گیرد حضرات تازه بفکر استقلال افتاده اند تا استقلال شخصی و خانوادگی شان بر ملت بلوچ بهم نخورد و در شکل بلوچستانی مستقل باقی بماند.   
            این حقیقت را هم  نباید فراموش کنیم که پیشرفت و پس رفت ملت ها رابطه مستقیمی با عملکرد سران و رهبران آن دارد.  عملکرد رهبران اگر همراه با دلسوزی و احساس مسئولیت و اخلاص  در پاسداری از حقوق مردم شان باشد که ملت های شان ترقی و پیشرفت میکنتد و به خوشبختی میرسند  ولی بر عکس  اگر سرکردگان یک ملت افرادی متکبر و ظالم و خودخواه  باشند  نه تنها که پیشرفت و سعادتی در کار نخواهد بود  بلکه  فلاکت و بدبختی تنها سر نوشتی است  که نصیب ملت های شان خواهد شد  و مصداق این مثال در بلوچستان شرقی به وضوح مشاهده میشود.
          این حقایق را برای آنهائی توضیح میدهم  که در شرایط فعلی حقایق زمینی و بسیار ملموس و بیش از حد خطرناک مسئله  استقلال  را در نظر ندارند  و در عالم رویا و ایده آلیسم زندگی میکنند.  استقلال طلبی  و یک پارچه کردن بلوچستان بزرگ در شرایط فعلی  که تحت کنترل سه کشور با شرایط کاملا متفاوت  است اقدامی بس نسنجیده و خطرناک است  چون این حضرات  خطرات  مهلکی  را که  برای رسیدن به این هدف  بر سر راه  است اصلا مدّ نظر ندارند و وارد شدن در این  قضیه بیش از حد خطرناک و دور از دسترس کاملا واضح است که   نتیجه  دیگری جز نابودی کامل این ملت را به دنبال  نخواهد داشت.  پس به اینان  باید گفت:  چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!
          برای رسیدن به این هدف خیلی بزرگ  اولین شرط داشتن یک رهبری واحد، دلسوز و کاملا فداکار است. این شرط اساسی در استقلال طلبان بلوچستان شرقی موجود نیست چون می بینیم که  چندین رهبر خودسر بدون بر خورداری از حمایت مردم و با سوابقی بسیار سیاه و ضد مردمی هر کدام بطور جداگانه و بدون اینکه یکدیگر را قبول داشته باشند با پول و ثروت بادآورده ای که  حق مردم شان بوده است  در لندن نشسته اند و شب ها را در کلوپ های  پر  عیش و عشرت با دوستان خارجی خود شام شاهانه میخورند و از همه  لذت های زندگی بهره کامل میگیرند و روز ها در رسانه ها اشک تمساح می ریزند،  واویلای بلوچستان سر میدهند و حال زار مردم بلوچ را بنمایش میگذارند.  استقلال ملت ها توسط این گونه رهبران عیاش و سوداگران سیاسی در هیچ جائی هرگز بدست نیامده است  و این بازی خطرناکی که این رهبران خودسر در جای امن نشسته و به راه انداخته اند جز نابودی کامل ملت بلوچ نتیجه دیگری بهمراه نخواهد داشت این حقیقتی است که باید قبل از وقت بخاطر بسپارند.  در پست آینده سوابق این رهبران باصطلاح استقلال طلب را بر رسی خواهیم کرد تا به بینیم اینها برای ادعائی که دارند شرایط لازم را هم  دارند یا نه  و یا اینکه فقط  از نا توانی و درماندگی ملت شان دارند سوء استفاده میکنند و مشغول رونق بخشیدن  دکان سیاسی خود هستند و برای شان مهم نیست که چه بر سر ملت شان می آید. باید بدانیم که ملت بلوچ  در تمام دنیا  تنها ملتی است که بدترین، خائن ترین، فاسد ترین  و بی رحم ترین دشمنان خود را بصورت قهرمانان ملی خود می بیند آیا چنین ملتی حقیقتا  قابل ترحم نیست؟؟ آیا چنین ملتی راه رهائی را پیدا خواهد کرد؟؟  تا پست آینده الله مقتدر یاور و نگهدارتان باد.
محمد آرمیان
دبیر کل:  نهضت عدالت بلوچستان
بتاریخ : 11/ 4/ 1395 شمسی
مطابق با:  1 / 7 / 2016 میلادی

           

قضیه بلوچ و بلوچستان - قسمت نهم

قسمت نهم -  قضیه بلوچ و بلوچستان
بنام الله مقتدر
          درود و سلام به همه آنهائی که پس از روشن شدن حقایق  آنرا می پذیرند و بر اطلاعات  اشتباهی که با تبلیغات اغیار در تخیل شان انباشته شده است لجاجت و پا فشاری نمی کنند.  تنها  در اینصورت امکان دارد که راه تحول کمی هموار شود و برداشتن قدم  های  مثبتی  بسوی نجات تا حدی ممکن  گردد.
          استقلال و خود سروری حقی خدادادی است که همه ملت ها باید از آن بر خوردار باشند تا بتوانند خوشبخت زندگی کنند  و ملت بلوچ هم این حق را دارد که در خانه و سرزمین خود  از این حق خدادادی بر خوردار باشد   و ما هم  خواهان چنین استقلالی هستیم و بهمین خاطر این زندگی سخت و پر خطر را بر زندگی عافیت طلبانه ترجیح داده و وارد  مقابله ای نا برابر با دشمن بی منطق خود در جغرافیای ایران   شده ایم  ولی  باید قبول کنیم برای رسیدن به این هدف چشم بسته  و بدون در نظر گرفتن موانع و مشکلاتی که عملا  در مسیر موجود  است قادر به ادامه حرکت و پیمودن این  راه پر از سنگلاخ  نخواهیم شد. لذا قبل از هر اقدام  دیگری لازم است تمام حقایقی را که سبب واماندگی و بدبختی ملت بلوچ تا به این حد تاسف بر انگیز شده است بدانیم  و به  دفع آن بپردازیم  و گرنه اصلا قادر به برداشتن قدم های مثبتی بجلو نخواهیم بود.
          با تقسیماتی که در گذشته انجام شده است می بینیم که  قسمت هائی از خاک بلوچستان در سه کشور پاکستان و ایران و افغانستان قرار گرفته است و رفتار این حکومت های سه گانه  در برخورد با قضیه  بلوچ و بلوچستان کاملا  متفاوت است. بلوچ  در پاکستان تحت نظامی فدرال است و در ایران و افغانستان تحت نظام های تمامیت خواه و مرکز گردان قرار دارد. در اینجا اول به قضیه بلوچ و بلوچستان در پاکستان می پردازیم چون سرو صدای مبارزه برای استقلال طلبی در این کشور کاملا بالا گرفته و رسانه های بین المللی را تا حدی متوجه  خود کرده است.
          باید این حقیقت را در نظر داشته باشیم که پاکستان یک کشور بدون تاریخ و جدید الولاده است که تا قبل از سال 1947 میلادی کشوری به این نام  اصلا وجود نداشت و این کشور پس از پیروزی مبارزات مردم هند علیه  انگلیس بوجود آمد.  انگیس بقول بعضی ها این روباه پیر برای اینکه پایش از شبه قاره هند برای همیشه کنده نشود و باز هم جایگاهی برای خود داشته باشد به تحریک مسلمانان که بیش از نیمی ار جمعیت هند را تشکیل میدادند پرداخت که مسلمانان باید از خود یک کشور مستقل داشته باشند چون مردمانی مسلمان و پاک هستند و زندگی کردن  در اختلاط با هندو ها که مردمانی نجس هستند مناسب و شایسته نیست.  تحت همین تلقین انگلیس عده ای از بزرگان مسلمانان بدون توجه به  این مکر روباه پیر و نتایج بعدی آن  به تحریک مسلمانان برای درست کردن یک کشور مستقل اسلامی  پرداختند که حمایت کامل پنهانی انگلیس را که ابر قدرت ان زمان بود بهمراه خود داشتند و پس از جنگی بسیار سخت و انسانیت سوز بین هندو ها و مسلمانان بالاخره  در سال 1947 میلادی کشوری متولد شد که نامش را پاکستان گذاشتند یعنی کشور مردمان پاک. با کشتار بیرحمانه ای که در شبه قاره هند با تحریک انگلیس بوجود آمد نیرنگ روباه پیر به بار نشست  و تیر بهدف خورد و انگلیس در این فرصت  با استفاده از نفوذ و قدرت جهانی و منطقه ای  خود  توانست بخشی از سر زمین مردم  پنجاب، بخشی از سر زمین مردم  افغان، بخشی از سر زمین مردم سند و بخشی از سر زمین مردم بلوچ را با ریسمان اسلام  محکم  به یکدیگر بست  و نام پاکستان بر آن نهاد و مرزهای آن را با استفاده از نفود خود  در سازمان ملل متحد به تصویب رساند و رسمیت بخشید. تا قبل از بوجود آمدن پاکستان بلوچستان یک سر زمین مستقل بود که اسباب و چگونگی از دست دادن استقلالش را در پُست های آینده مورد بر رسی قرار خواهم داد. در این زمان بر قرار نکهداشتن استقلال بلوچستان کاملا آسان و میسر بود ولی خیانت و خودکامگی سران قبایل بلوچ سبب شد که بلوچستان استقلالش را از دست بدهد. خیانت سران قبایل بلوچ را در پست آینده بر خواهم شمرد تا بدانید که این فرعون ها  با مردم خود چه کرده اند و علل اصلی بدبختی و عقب ماندگی ملت بلوچ کدام است و استقلال طلبی در شرایط بسیار سخت و پیچیده امروز با ملتی کاملا ناآگاه و نا توان و محتاج نان شب و متفرق از هم  در مقابل ارتشی منظم  که تا بن دندان مسلح  است و از انواع تجهیزات پیشرفته جنگی بر خوردار است  و دارای  یک ملیون و هشتصد هزار نفر نیروی آموزش دیده  همیشه  در حال آماده باش است وارد جنگ شدن جز یک حماقت  محض و ملت کشی آشکار نیست. ملت نا آگاه و ساده لوح بلوچ  بهر مصیبتی که گرفتار آید برای این سردارزادگان  و نواب زادگانی که فقط حفظ موقعیت رهبرانه برای شان مهم است سبب  این هیاهوی بی موقع  استقلال طلبی شده است و برای شان اصلا اهمیتی ندارد که مردم از همه جا بی خبر و بی گناه بلوچ به چه رنج و مصیبتی گرفتار آمده اند و جز فرستادن نفرین کار دیگری از دست شان ساخته نیست و متاسفانه صدای نفرین شان هم بجائی نمیرسد.  در پست  بعدی بر رسی خواهیم کرد که این نواب زادگان  با شعار بی موقعی  که امروز دارند  سر میدهند حقیقتا چه مقدار صداقت دارند!! لطفا قضیه بلوچ و بلوچستان را در پست های بعدی دنبال کنید  تا حقایق آشکار شود و ملت مظلوم مان  نخورده نبرده بیش از این  نگیرد درد گرده! تا پستی دیگر الله مقتدر یاور و نگهدارتان باد.
محمد آرمیان
دبیر کل : نهضت عدالت بلوچستان
بتاریخ: 10/4/1395 شمسی

مطابق با  30/6/ 2016 میلادی